تبليغاتX
در آستانه ی فصلی سرد

 

 در آستانه ی فصلی سرد

اعلاميه حذف خشونت عليه زنان

قطعنامه ١٠٤/٤٨ مجمع عمومي سازمان ملل متحد مصوبه ٢٣ فوريه ١٩٩٤


* با آگاهي به نياز فوري به اينکه حقوق و اصول مربوط به برابري، امنيت، آزادي، تماميت، و وقار همه انسانهابه طور جهانشمول در باره زنان اعمال شود،
* با توجه به اينکه اين حقوق و اصول در اسناد بين المللي محترم شمرده شده، از جمله در «اعلاميه جهاني حقوق بشر» (1)، «ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي»(2)، «ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي، و فرهنگي»(2)، «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان» (3)، و «کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقير کننده» (4)،
* با آگاهي به اينکه اجراي موثر «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان» به حذف خشونت عليه زنان کمک مي کند و «اعلاميه حذف خشونت عليه زنان»، چنانچه در قطعنامه حاضر ارائه مي شود، اين روند را تقويت و تکميل خواهد نمود،
* با نگراني از اينکه خشونت عليه زنان مانعي در راه دستيابي به برابري، پيشرفت و صلح است، چنانچه در «استراتژي هاي آينده نگر کنفرانس نايروبي براي پيشرفت زنان» (5) مشخص شده، که در آن لوايحي براي مقابله با خشونت عليه زنان پيشنهاد شده بود، و به منظور اجراي کامل «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان»،
* با تاکيد بر اينکه خشونت عليه زنان، مبنايي بر نقض حقوق بشر و آزادي هاي اساسي زنان است و برخورداري زنان را از اين حقوق و آزادي ها بطور ناقص يا کامل نفي مي کند، و با نگراني درباره عدم موفقيت درازمدت در حمايت و ارتقاء اين حقوق و آزادي ها در موارد خشونت عليه زنان،
* با آگاهي بر اينکه خشونت عليه زنان نمايشي از نابرابري تاريخي روابط قدرت ميان زنان و مردان است، که به تحت سلطه کشيدن و تبعيض عليه زنان توسط مردان و پيشگيري از پيشرفت کامل زنان انجاميده، و اينکه خشونت عليه زنان يکي از مکانيزم هاي مهم اجتماعي است که زنان را به موقعيت هاي فرودست در مقايسه با مردان مجبور ميکند،
* با نگراني از اينکه برخي گروه هاي زنان، از جمله زنان متعلق به گروه هاي اقليت، زنان بومي، زنان پناهنده، زنان مهاجر، زناني که در مناطق روستايي يا دورافتاده زندگي مي کنند، زنان بينوا، زناني زنداني يا در حبس، دختربچه ها، زنان معلول و ناتوان، زنان کهنسال و زنان در مناطق جنگي، بطور ويژه در مقابل خشونت آسيب پذير هستند،
* با يادآوري نتيجه پاراگراف 23 پيوست قطعنامه شوراي اجتماعي 15/1990 به تاريخ 24 مه 1990 و تشخيص اين که خشونت عليه زنان در خانواده و جامعه فراگير بوده و از مرزهاي درآمد، طبقه و فرهنگ مي گذرد، بايد با اقدامات فوري و موثر براي محو اين واقعه همراه باشد،
* همچنين با يادآوري قطعنامه شوراي اقتصادي و اجتماعي 18/1991 به تاريخ 30 مه 1991، که در آن شورا پيشنهاد پيشبرد امر تدوين يک سند بين المللي را که بطور صريح مسئله خشونت عليه زنان را مورد توجه قرار دهد،
* با اسقبال از نقشي که جنبش هاي زنان در جلب توجه روزافزون به ماهيت، جدي بودن، و ابعاد مسئله خشونت عليه زنان ايفا مي کنند،
* با احساس مخاطره از اين که فرصت هاي زنان براي دستيابي به برابري حقوقي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در جامعه، به دلايلي از جمله خشونت فراگير و مداوم، محدود هستند،
* با اعتقاد به اينکه با توجه به نکات ذکر شده در بالا نياز براي تعريف جامع و روشن خشونت عليه زنان، يک بيانيه روشن از حقوقي که بايد اعمال شوند که حذف خشونت عليه زنان در همه اشکال آن تضمين شود، يک تعهد توسط دولت ها در احترام به مسئوليت هاي آنان، و يک تعهد توسط تمامي جامعه بين المللي به حذف خشونت عليه زنان،
* رسما اعلاميه حذف خشونت عليه زنان را در زير اعلان مي دارد و اصرار دارد که هر گونه تلاشي براي شناختن و محترم شمردن آن توسط عموم، به عمل آيد:
--------------------------------------------------------------------------------
ماده 1
در اين اعلاميه، عبارت "خشونت عليه زنان" به معني هر عمل خشونت آميز بر اساس جنس است که به آسیب يا رنجاندن جسمي، جنسي، يا رواني زنان منجر بشود، يا احتمال مي رود که منجر شود، از جمله تهديدات يا اعمال مشابه، اجبار يا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادي، که در منظر عموم يا در خلوت زندگي خصوصي انجام شود.
--------------------------------------------------------------------------------
ماده 2
تعبير خشونت عليه زنان بايد شامل موارد زير، اما نه محدود به اين موارد، باشد:
(آ) خشونت جسمي، جنسي و رواني که در خانواده اتفاق مي افتد، از جمله کتک زدن، آزار جنسي دختربچه ها در خانه، خشونت مربوط به جهيزيه، تجاوز توسط شوهر، ختنه زنان و ديگر رسوم عملي که به زنان آسيب مي رساند، خشونت در رابطه بدون ازدواج و خشونت مربوط به استثمار زنان،
(ب) خشونت جسمي، جنسي و رواني که در جامعه عمومي اتفاق مي افتد، از جمله تجاوز، سوء استفاده جنسي، آزار جنسي و ارعاب در محيط کار، در مراکز آموزشي و جاهاي ديگر، قاچاق زنان و تن فروشي اجباري،
(پ) خشونت جسمي، جنسي و رواني، در هر جايي، که توسط دولت انجام شود يا ناديده گرفته شود.
--------------------------------------------------------------------------------
ماده 3
زنان بطور برابر حق برخورداري و حفظ همه حقوق بشر و آزادي هاي اساسي در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني، و همه عرصه هاي ديگر را دارند. اين حقوق از جمله شامل موارد زير است:
(آ)حق زندگي، (6)
(ب)حق برابري، (7)
(پ) حق آزادي و امنيت شخصي، (8)
(ت)حق حمايت بالسويه قانون، (7)
(ث) حق آزادي از همه اشکال تبعيض، (7)
(ج)حق بهره وري از بالاترين ميزان ممکن سلامت جسمي و رواني، (9)
(چ) حق شرايط عادلانه و رضايت بخش براي کار، (10)
(ح) حق اينکه فرد مورد شکنجه يا ديگر مجازاتها يا رفتار خشن، غير انساني و تحقيرآميز واقع نشود. (11)
--------------------------------------------------------------------------------
ماده 4
دولت ها بايد خشونت عليه زنان را محکوم نموده و نبايد هيچ رسم، سنت يا ملاحظات مذهبي را براي وظيفه خود در رابطه با حذف آن بهانه کنند. دولتها بايد با استفاده از تمام شيوه هاي مناسب و بدون تاخير يک سياست حذف خشونت عليه زنان را تا پايان آن دنبال کنند، و بايد:
(الف) اگر هنوز بطور کامل به «کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان» متعهد نيستند، آن را تصويب کرده يا بطور رسمي به عضويت آن درآيند و از قيدهاي خاص درباره آن صرف نظر کنند،
(ب) از ملزم شدن به خشونت عليه زنان خودداري کنند،
(پ) همه کوشش هاي لازم را براي پيشگيري، انجام تحقيقات مربوطه و مجازات اعمال خشونت عليه زنان بر اساس قانون کشور خود انجام دهند، چه اين اعمال توسط دولت انجام شده باشد و يا توسط اشخاص خصوصي.
(ت) در قوانين کشور لوايح رسمي کيفري، مدني و کاري و اداري تهيه کنند که خطايي را که بر زنان تحت اعمال خشونت رفته مجازات و جبران کند، براي زناني که تحت اعمال خشونت قرار مي گيرند بايد دسترسي به راهکارهاي قضائي فراهم شود، و با پشتيباني قوانين کشور، جبران موثر و عادلانه براي صدماتي که متحمل شده اند ميسر باشد، دولت همچنين بايد زنان را از حقوقشان در تقاضاي جبران خسارت و توانيابي از طريق چنين راهکارهايي آگاه سازد،
(ث) امکان تهيه برنامه هاي ملي به منظور گسترش حمايت از زنان در مقابله با هرگونه خشونت، يا الحاق موادي براي اين منظور در برنامه هاي موجود، يا در مواردي همکاري هاي ممکن با سازمان هاي غير دولتي، بويژه سازمانهايي که درگير مسئله خشونت عليه زنان هستند، را در نظر بگيرند.
(ج) راهکارهاي پيشگيري و همه دستورالعمل هاي جامع حقوقي، سياسي، اداري و فرهنگي که حمايت از زنان را در مقابل هرگونه خشونت ترويج مي کند تدوين کنند، و تضمين کنند که قرباني شدن مجدد زنان به خاطر عدم حساسيت قانون به ملاحظات جنسي و شيوه هاي اعمال قانون و ديگر مداخلات دولتي
اتفاق نخواهد افتاد.
(چ) درراه تضمين اين که زنان تحت خشونت، و در صورت اقتضاء، فرزندان آنها، از کمک هاي ويژه مانند توانبخشي، کمک در نگهداري از کودکان و گذران زندگي، درمان، مشاوره، و خدمات بهداشتي و اجتماعي، مراکز و برنامه ها و سازمان هاي ياري رساني که بايد ديگر اقدامات لازم براي افزايش امنيت و توانبخشي جسمي و رواني آنان را انجام دهد، کار کنند.
(ح) مقادير کافي براي فعاليت هاي مربوط به حذف خشونت عليه زنان را در بودجه دولت قرار دهند.
(خ) اقدامات لازم براي آموزش به ماموران انتظامي و مسئولين دولتي مسئول اجراي سياست هاي مربوط به پيشگيري، تحقيقات و مجازات خشونت عليه زنان، انجام دهند تا اين افراد به نيازهاي زنان حساس شوند.
(د) اقدامات لازم، بويژه در زمينه آموزش، به عمل آورند که الگوهاي اجتماعي و فرهنگي رفتار مرد و زن اصلاح شود و تبعيض ها، رفتارهاي مرسوم و همه ديگر رفتارهايي که براساس ايده فرودستي يا فرادستي يک جنس و کليشه رفتاري مرد و زن است، حذف شود.
(ذ) تحقيق، جمع آوري اطلاعات و آمار، بويژه در باره خشونت خانگي و رواج اشکال گوناگون خشونت عليه زنان را ترويج کنند و تحقيق درباره علل، ماهيت، ميزان جدي بودن و نتايج خشونت عليه زنان و ميزان تاثير اقدامات براي پيشگيري و جبران خسارت خشونت عليه زنان را تشويق کنند، اين آمار و يافته ها ي تحقيق بايد در دسترس عموم قرار گيرد.
(ر) اقداماتي در جهت حذف خشونت عليه زنان، بويژه آنان که در مقابل خشونت ضربه پذير هستند، اتخاذ کنند،
(ز) در گزارش هاي مربوط به اسناد حقوق بشر که به سازمان ملل متحد ارائه مي دهند، اطلاعات راجع به خشونت عليه زنان و اقدامات انجام شده براي عملي کردن اعلاميه حاضر را جاي دهند.
(ژ)تدوين دستورالعمل هاي مناسب براي کمک به عملي کردن اصول اين اعلاميه حاضر را تشويق کنند.
(س) نقش مهم جنبش و سازمان هاي غير دولتي زنان را در سطح جهاني در ارتقاء سطح آگاهي و کاهش مسئله خشونت عليه زنان تصديق کنند.
(ش)فعاليت هاي جنبش و سازمان هاي غير دولتي زنان را ياري رسانده و پيش ببرند و با آنها در سطح محلي، ملي و منطقه اي همکاري کنند.
(ص)سازمان هاي منطقه اي بين دولت ها را که عضو آنان هستند، تشويق کنند که حذف خشونت عليه زنان را، در صورتي که درخور است، در برنامه خود بگنجانند.
--------------------------------------------------------------------------------
ماده 5
ارگان ها و نمايندگي هاي ويژه سيستم سازمان ملل متحد بايد، در حد توانايي خود، به شناساندن و تحقق حقوق و اصول مندرج در اين اعلاميه ياري رسانند و از جمله بايد:
(آ)به رشد همکاري هاي منطقه اي و بين المللي با چشم اندازي براي تعريف استراتژي هاي منطقه اي براي مبارزه با خشونت، انتقال تجارب و برنامه هاي مالي مربوط به حذف خشونت عليه زنان ياري رسانند،
(ب)همآيش ها و سمينارهايي با هدف ايجاد و رشد آگاهي ميان همه افراد نسبت به مسئله حذف خشونت عليه زنان را ترويج کنند،
(پ)به رشد هماهنگي و مشارکت در ميان دواير عهدنامه اي حقوق بشر در سازمان ملل کمک کنند تا امر خشونت عليه زنان به طور موثر مورد توجه واقع شود.
(ت) در تحليل هايي که براي سازمانها و دواير سيستم سازمان ملل درباره مشکلات و گرايش هاي اجتماعي تهيه مي شود، مانند گزارش هاي ادواري درباره وضعيت اجتماعي جهان، بررسي گرايش ها در خشونت عليه زنان را جاي دهند.
(ث)فرمول بندي دستورالعمل ها يا دفترچه هاي راهنما مربوط به خشونت عليه زنان را ترويج دهند، و اقداماتي را که در اين اعلاميه به آنها اشاره مي شود درج کنند،
(ج) امر حذف خشونت عليه زنان را، در صورت اقتضاء، در انجام تعهد خود در عملي کردن اسناد حقوق بشر در نظر بگيرند.
--------------------------------------------------------------------------------
ماده 6
هيچ چيز در اعلاميه حاضر نبايد هيچ يک از مواد قانون يک کشور يا هر عهدنامه يا ميثاق بين المللي، يا سند ديگري را که در يک کشور اجرا مي شود و در حذف خشونت عليه زنان ثاقب‌تر مي باشد، تحت الشعاع قرار دهد.
--------------------------------------------------------------------------------
(1)قطعنامه 217 A (III)
(2) رجوع کنيد به قطعنامه 2200 A (XXI)، پيوست
(3) قطعنامه 34/180 ، پيوست
(4) قطعنامه 39/46، پيوست
(5) گزارش کنفرانس جهاني براي بررسي و ارزيابي دستاوردهاي دهه سازمان ملل براي زنان: برابري، پيشرفت و صلح، نايروبي، 15-26 ژوئيه 1985 (انتشارات سازمان ملل، شماره فروش E.85.IV.10)، فصل I، بخش .A
(6) اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 3، ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، ماده 6.
(7) ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، ماده 26.
(8)اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 3، و ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، ماده 9.
(9) ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، ماده 12.
(10) اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 23، و ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مواد 6 و 7.
(11) اعلاميه جهاني حقوق بشر، ماده 5، ميثاق بين المللي مدني و سياسي، ماده 7، و کنوانسيون ضد شکنجه و رفتار يا مجازات خشن، غير انساني يا تحقير کننده.

منبع : سایت دیدگاه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 23:36  توسط نسرین احمدی  | 

"چگونه می شود به آنکسی که می رود اینسان

صبور،

سنگین،

سرگردان.

فرمان ایست داد."

 شب اول سردم بود،زیر پتوهای دوتا سه تا هم.فردا دردی بدنم را نشانه رفته بود و مغزم از تصویرهای دردناکی تیر می کشید. شب دوم، چسبیدم به آتش ، وعرق کردم تا صبح.آنقدر که شاید تبخیر شده باشند از سرم تصویرهایی که تو خوب می دانی.

برگشته ام ، وخانه غمی را در خود جای داده که ته نشین نمی شود در او، و زنی را که روز شمار تازه ای شروع کرده، با چشمانی بازتر، که در زور آزمایی با چماق بسته نمی شوند هرگز، با فریادهایی که هناق نمی گیرد از گازهای تند ونفس گیر...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 23:15  توسط نسرین احمدی  | 

به مادرم گفتم:"دیگر تمام شد"

گفتم:"همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد"

لابد پریده از خواب.نشسته و هی دعا خوانده وسکه ای کنار گذاشته برای رفع بلا.

زنـگ زده،گریه کرده وقسمـم داده، به حضرتهایی، که نروم.گفــته:در بی شـمـار مـردمی بوده ام،دستـهایم بالا  (لابد به شـکلV ) و صدایم بلند.با شالی سفید (که این روزها زیاد سرش می کنم).

در تصویر بعدی چسبیده بودم کف آسفالت ،خونی.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 11:29  توسط نسرین احمدی  | 

         

دکتر اسپیتز متوجه شد نوزادانی که پس از تولد برای مدت طولانی از آغوش محروم می گردند،رفته رفته دچار افت روحی غیر قابل جبرانی می شوند وچه بسا با ناراحتی های روانی ناشی از آن، از پای در می آیند.در نتیجه ،آنچه اسپیتز آن را "محرومیت عاطفی " می نامد،ممکن است مهلک باشد.

نظیر چنین پدیده ای در بزرگسالانی هم که در معرض محرومیت احساسی واقع می شوند،دیده می شود. در محکومان به حبس های انفرادی طولانی ،محرومیت های اجتماعی واحساسی اثرات مشابهی بر جای می گذارد.در حقیقت زندان انفرادی از جمله تنبیهاتی است که حتی زندانیانی که در برابر شکنجه مقاوم بوده اند،از آن وحشت دارند.این روش اکنون یکی از روشهای معروف برای واداشتن به همکاری سیاسی است.تشکیلات اجتماعی بهترین اسلحه ی شناخته شده برای مقاومت در برابر همکاری سیاسی هستند.  

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 23:50  توسط نسرین احمدی  | 

به کودکان گوش کنیم

پوستر روز جهانی کودک - سال 1388 شمسی و 2009 میلادی – پوستر شماره دو یونیسف

دیروز بود ،۸اکتبر ، ۱۶ مهر خودمان، روز جهانی کودک.نشد که  مطلبی بنویسم .حالا از مهمانی مزخرفی(که مزخرف وصف نمی کند فضاحتش را) برگشته ام و آرایشم را نشسته ،نشسته ام  تا بیشتر دیر نشده ،بنویسم.

تست می گیرم ازشان.کارتهایی را نشان می دهم ،وآنها داستانهایی می سازند برای تصویرهای روی کارت.فروید می گوید "فرافکنی"،من فقط اضطرابهای بزرگی را می بینم که بالا می آورند روی جوجه ها و بچه خرگوشهای چسبیده به کارتها.

مادری می آید ،ومن داستانی از کودکی که زاییده ی اوست ،می گویم.سری تکان می دهدو اخمی می کند و می رود.می رود که بنشیند پای سریال های تلویزیونی اش ،که بشورد،بپزد و داد بزند :چرا اینقدر سر و صدا می کنی؟ برو تو اتاقت بازی کن.بعد  کودکان بیایند و از قهرمان داستانشان،  موشی که در گوشه ی کارتهایم قایم شده ، بگویند.

نگرانم ، وکار چندانی از دستم بر نمی آید.تنها به سهم خودم گوش می کنم به داستانهای بکری که  کودکان می گویند.

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 5:36  توسط نسرین احمدی  | 

نشستن روی یک مبل ناراحتی و کتابی که انگار می خوانمش،حالا ضمیمه ی روزهایم شده.کتاب را داده بودند دستم وگفته بودند:مگه تو درس نداری؟ و بسته بودند پنجره ایی را که پلنگ صورتی را صورتی نشان نمی داد.نشسته بودم یک گوشه و کتاب را گرفته بودم جلوی صورتم وفکر کرده بودم اگر رنگی بود چه شکلی می شد این پلنگ.آن وقتها توی کتابهایم چیزهایی نوشته بود که مادرم هیچ وقت نباید می فهمید.از رازهای تولد،که مریم همیشه برایم می گفت و من در تصویر مشمئز کنند ه ای از یک رابطه باقی می ماندم،از پسرهایی که فریبا می گفت، از دردهای سخت ماهیانه، و من نگران اتفاقهایی می شدم که نمی افتادند.جمله های نیمه تمام هم بود که باید کاملش می کردم، وقتی خودم را به خواب می زدم تا حرفهای خواهرم را با دوستش بهتر بشنوم ، و آنها آهسته تر و آهسته تر حرف می زدند.

حالا بزرگ شده ام وچیزهای زیادی از راز تولدم می دانم،اما کتاب را که باز می کنم ،هنوز می آیند وجا خوش می کنند توی سطرها.هنوز، مریم دارد برای من حرف می زند از رابطه ای که حالا به شکل شرمناکی در من گیج می خورد.من هنوز دردهایم را در قالبی که فریبا برایم ریخته ،می کشم، وفکر می کنم خواهرم حرفهای زیادی دارد که به من نمی گوید.بزرگ شده ام واختیار غلت زدن های صبح را، زیاد دارم.بیدار که می شوم،می توانم به یک لیوان شیر ونه بیشتر ، به فیلم های سانسور نشده ،به فکرهای طولانی وکشدار،حتی بدون ضمیمه ام ،پاتک بزنم.

می نشینم روی مبل و کتاب دیروز را باز می کنم.نوشتن پایان نامه را که دیگر، روز شمار معکوس دفاعش رسیده،  به فردا موکول می کنم،گرد وخاک زیر مبل را نمی بینم، وچربی ایی که دارد شکمم را می گیرد،موضوع بی اهمیت زندگیم می شود.

 

مریم  دارد حرف می زند،فریبا درد می کشد وخواهرم .....  

دارم می جنگم ،با زوری که بالای سرم بوده، وحالا دارد توی سرم دستور می دهد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 5:3  توسط نسرین احمدی  | 

بیست وهفت شهریور

 

دیشب را تا صبح  غلت زده بود و ملافه ودلش آشوب های بزرگی را پیچ خورده بودند.حالا ایستاده بود در واگنی که از فریادهای مشابه شان صدایی در نمی آمد.نشانه ها مخفی بودند و احتیاط می کردند از جایی بیرون نزنند.صدا که گفت "هفت تیر " آدمها با احتیاط هاشان بیرون آمدند ، از زیر زمین های چند صد ساله.

اینجا روی زمین بود ونمی توانست از این همه سبز حیرت نکند.نشانه دور گردنش بود،زیر سیاه مغنعه.انداخت روی سرش ،طوری که هلی کوپترها ودوربین ها خوب ببینندش .حالا مانده بود فریاد که بیرون بریزد.ریخت وحنجره اش از سالهای سخت ساکتی ،ورم کردند. نه غزه  ، نه لبنان، جانم فدای ایران. وایران را بلندتر از همه گفت.

کودکی که آبستنش بود، حالاشعارهای زیادی از بر کرده بود.خیابان گشاد شده بود وفهمیده بود باید جایی برای این همه باز کند.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 20:7  توسط نسرین احمدی  | 

 

آفتاب را دوست دارم

بخاطر پیراهنت روی طناب رخت

باران را

اگر که می بارد

برچترآبی تو

وچون تو نماز خوانده ای

من خداپرست شده ام

               از بیژن نجدی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 0:38  توسط نسرین احمدی 

هنوز که می گوید:"سر خط خبرها"دستم توی کف باشد یا چسبیده باشد از خرطوم جارو  ،چیزی از من پایین می ریزد و زمین نمی ریزد.شده ام آشغالدانی احساسهایی که معنی نمی شوند .رفتن وسوسه بزرگی که هی می رود  و هی می آید اما کوچک نمی شود، ماندن وسوسه بزرگتری که به خیابانهای شهر می کشاندم و فریاد می زند:خس و خاشاک تویی    دشمن این خاک تویی  و فرار می کند توی پس کوچه هایی که هیچ اعتمادی به آنها نیست.

غمی را که در من باد کرده تاب می آورم ومنی را که تکلیف مشخصی برای این همه ندارد.خدا هم که در این نزدیکی نیست ، روی بامها  هم ،فریادش  که می زنیم نمی آید.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:52  توسط نسرین احمدی  |